بچه ي ماجرا را دعوا نموديم.سپس با جذبه تمرگيديم كناري و اخم ها در
هم نموديم
و اصن يه شكل و شمايل انتر مانندي ! بچه ي ماجرا هم كله خراب عوض اينكه بيايد
پايمان را ببوسد رفته است
پيش بابايمان..حالا ببينيد اين دو تن چه نبردي مي كنند
بچه: ناهار چي داريم؟
بابا: ناهار؟! منظورت شام ِ؟
بچه: آره شام چي داريم؟
بابا: نون و كره و مربا و عسل و خرما و تخم مرغ و ...
بچه: اههههه ميگم ناهار چي داريم؟؟؟
بابا: ناهار يا شام؟!
بچه: همون شام رو ميگم!!! اهههه شام چي داريم ميگم؟؟
بابا: كله خراب دارم ميگم ديگه...نون و كره و مربا وو....
بچه: اهههه اينا كه صبحانه ست....ميگم شام چي داريمممممممم؟؟؟
لرمانتف: هه ههههه هههه :دي
بابا: بيا بخور خيلي خوشمزه ست ...قوي ميشي...
بچه: حرف نزن ، دهنت و ببند !
بابا: :l
لرمانتف: شـــــــــــــــــــــــــــه شه شه
شهههه شههه ششششهه :دي
بابا: لرمانتــــــففففف :@
لرمانتف: ها؟ آها. بچه ديگه نبينم حرف بد
بزنيااا :@
بچه : #####
...
غرض نوشت: وقتي دو نفر دارن دعوا مي كنن نپر وسط
، فحش مي شنوي اونوقت
بد ضايع ميشي . فحش خوردم كه ميگما :دي ولي از شوخي گذشته
بچه ي ماجرا
خيلي از من حساب مي بره .
:: موضوعات مرتبط:
غر می زنم آیا؟،
کل کلیات کک،
ماجراهاي indoor